تخفیف ویژه!
کد شناسه :319055

درآمدي بر مباني و فرايند شكل گيري مدرنيته

60,000 ریال

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

در اين پژوهش به بررسي اجمالي و چگونگي شکل گيري مدرنيته در غرب براي ايجاد درک صحيح از اين تمدن پرداخته است. نويسنده که يکي از پژوهشگران و اعضاي هيأت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني است، سعي دارد ضمن بيان مباني مدرنيته، به معرفي غرب و اصول فکري و اعتقادي حاکم بر آن بپردازد و تعارض فرهنگي بوجود آمده در عصر حاضر را تبيين نمايد و برخورد فرهنگي موجود بين فرهنگ اسلامي و فرهنگ تجدد را شرح کند. هدف مهم تر نگارنده آن است که تهديدات فرهنگي که از ناحيه فرهنگ غرب، فرهنگ اصيل و ناب اسلامي را هدف قرار داده است مورد شناسايي قرار دهد تا به دفاع از فرهنگ خود بپردازد. و عناصر مشترک و متمايز فرهنگ خودي از فرهنگ مهاجم نيز شناخته شود. بر اين اساس، وي ابتدا تعريفي از واژه هاي مدرن، مدرنيته يا تجدد، مدرنيسم (تجددگرايي) و مدرنيزاسيون (متجددّ شدن) ارائه کرده است و سپس يکي از مباني مهم مدرنيته غرب يعني سکولاريسم و سکولاريزاسيون و نسبت بين آن و مدرنيسم را مورد بحث و بررسي قرارداده است. وي در ادامه، عوامل گرايش به تفکرات سکولاريستي در جهان غرب را بررسي مي کند و ريشه آن را در نوع جهان بيني مسيحيت در دوران قرون وسطي و ويژگي هاي اين جهان بيني مبني بر عدم دخالت دين مسيحيت در امور دنيوي و تکيه آن بر امور معنوي مانند خدا محوري و آخرت گرايي جستجو کرده است. از ديدگاه نگارنده، تفکر ديني در حوزه هاي نظري و عملي تفکرات کليسا مانند: مسايل مربوط به حکومت و سياست، مسأله شناخت، نگاه غايي به طبيعت، تأکيد بر نظام اخلاقي جهان، هدف معنوي از شناخت، اقتدار طلبي و ولايت پذيري را داراي ايرادات اساسي ارزيابي کرده و اين تفکر که تمامي رويدادهاي علمي و تحقيقاتي بشر در عرصه طبيعت وعلوم تجربي بايد منطبق بر ديدگاه هاي ارايه شده از سوي کليسا باشد را عامل اصلي پيدايش تفکرات سکولاريستي در غرب به ويژه در دوران رنسانس علمي و صنعتي دانسته است. وي به ساير عوامل سکولاريسم يعني عامل اجتماعي، اقتصادي، عوامل فرهنگي و ادبي، عوامل ديني، فکري و معرفتي اشاره کرده و از منظري معرفت شناسي به تبيين ابعاد سکولاريسم پرداخته است و قدسي دانستن معرفت در تفکرات مسيحيت در دوران قرون وسطي را منجر به قدسي دانستن معرفت ديني و بتدريج قدسي دانستن کليسا و آموزه هاي مسيحيت مي داند که اين امر باعث شد به تدريج امور دنيوي بشر از ساحت ديني خارج شود. وي در ادامه به خصوصيات جامعه سکولار که اصلي ترين مشخصه جوامع مدرن امروزي است اشاره و نسبت بين دولت و جامعه سکولار، جامعه و اجتماع در نظام سکولار، پيامدهاي سکولاريزاسيون و نسبت بين سکولاريسم و لائيسيم را بررسي نموده است.