تخفیف ویژه!
کد شناسه :322607

تخران

50,000 ریال

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
  • شابک :
    9786006889047
  • رده ديويي :
    62/ 3فا8
  • ناشر :
  • مولف :
  • نوبت چاپ :
    1
  • سال چاپ :
    1392
  • قطع :
    رقعي
  • نوع جلد :
    شوميز
  • تيراژ :
    1200
  • تعداد كل صفحات :
    120
  • وزن - به گرم :
    148

مجموعه داستان تخران روايتي نو با موضوع آزاد و در قالب 14 داستان کوتاه نوشته شده است. در اين مجموعه، نويسنده کوشيده تا داستان هايش را از زاويه ديدهاي مختلف بازگو کند. در واقع، او تنوع را در کارش به خوبي گنجانده است؛ تنوع در زبان، تنوع در موضوع، تنوع در ساختار و حوادث از نکات بارز مجموعه داستان اوست و با نگاه اجمالي بر فهرست داستان ها، شيو? نگارش اثر که حاصل خلاقيت و کيفيت روايت است بر ما مکشوف مي شود. عناوين داستان ها عبارتند از: «پيراهن پاره پار? عبدالله»، «ساحل، مزدا، مرگ، سکوت»، «آن پاييز شديد»، «صفر چهار»، «بيا برويم به چهل و يک سال بعد»، «ژان پياژه بي ژان پياژه»، «زهر مار»، «ميگوئل! آه، آه، ميگوئل!»، «تِخران»، «ديوار به ديوار»، «خدا کند تو هيچ خواب خوبي نبيني!»، «عَقَب»، «غول سرخ شش طبقه» و «در خان? سياه من بمان». شخصيت هاي داستاني تخران عموماً از مردمان دور و اطراف خودمان انتخاب شده اند که با گويش و زايش فکري نزديک به ما پرورش يافته اند. غم ها و شادي هايشان دست يافتني و ملموس است و از هر قشر و بستري در آن ها ديده مي شود؛ از دهاتي و سرباز و دانش آموز گرفته تا معتاد و کارمند و دختر چادري و عقب مانده و جذامي. آنچه همين آدم ها را شخصيت مدار و البته ساختارشکن مطرح کرده است واکنش زيرکان? نويسنده براي تحليل و ارزيابي وجودي شان است. در واقع انعکاس شفاف و تعمدي از هم? جنبه هاي زندگي در داستان ها جريان دارد و عموماً دچار چالش هاي اخلاقي، ديني و فرهنگي مي شوند. تحليلي بر داستان ها: 1- داستان «پيراهن پاره پار? عبدالله» به موضوع تعزيه خواني و باور عميق و ريشه دار مردم به مسائل مذهبي در روستا مي پردازد. مردي پس از هفت سال به همراه دخترش به روستايشان و نزد خانواده اش بازمي گردد تا در مراسم تعزيه خواني روز عاشورا شرکت کند. در واقع او بايد احيا شود و به اصل ديندار خود بازگردد. او که تصور مي کند مانند سال ها قبل مردم در ميان تعزيه، پيراهن حضرت عبدالله را براي تبرک پاره مي کنند او هم همين کار را مي کند و موجب احياي اين فرهنگ مذهبي در ميان اهالي روستا مي شود. داستان از زاوي? ديد اول شخص روايت مي شود و به خوبي خواننده در جريان امور قرار مي گيرد. اين داستان از معدود داستان هاي اين مجموعه است که داراي لحني بومي است. 2- داستان «ساحل، مزدا، مرگ، سکوت» به نوعي به مسائل اجتماعي و تفاوت فرهنگي ميان خانواده ها مي پردازد. خانواده اي براي گذراندن تعطيلات به کنار دريا مي روند که حاضر نيستند ده هزار تومان پول بدهند و روي تخت هاي ساحل بنشينند. پس روي ماسه ها مي نشينند و ما اينجا با دغدغ? همين مردم عادي آشنا مي شويم. نکت? مثبت داستان اين است که لحن کودکانه در آن به خوبي رعايت شده است. 3- «آن پاييز شديد» قص? غمناکي از خودکشي يک دختر در طبق? 25 يک برج است. داستان با لحني گزارش گونه و مستقيم و تأکيدي نوشته شده است و قيدهايي چون کلاً، مطمئناً، اصلاً، حتماً به وفور در آن يافت مي شود. ميل به خودکشي شخصيت اصلي در اين داستان بسيار زياد است اما به واقع، دليل خاص و عمده اي در داستان براي اين هدف طرح ريزي نشده است. 4- داستان «صفر چهار» دربار? شهيد برونسي و قصه فرارش از گناه است. او در حين خدمت سربازي است که به خان? مجلل يکي از تيمسارهاي شاهنشاهي براي انجام وظيفه فرستاده ميشود اما سر و وضع ناجور زن و محيط فراهم شده براي گناه نه تنها مجذوبش نمي کند، بلکه او را به سمت رهايي از شيطان و رسيدن به خدا سوق مي دهد. جملات در اين داستان پرکشش و جذاب است و از همه مهم تر داراي ريتم و آهنگ است. فضاسازي اين داستان در پيش برد حوادث مناسب و بجاست. 5- در داستان «بيا برويم به چهل و يک سال بعد» نويسنده رويکردي متفاوت از دو نسل مختلف را مورد بررسي قرار مي دهد؛ جواني دل مرده و روان پريش که راوي داستان است و زوج مسني شاد و با احساس که قرار است جشن سالگرد ازدواجشان را در محل هميشگي جشن بگيرند و حالا جواني در جاي آن ها نشسته است و حاضر نيست جايش را عوض کند. 6- داستان «ژان پياژه بي ژان بياژه» روايت تلخي از زندگي از هم پاشيده زوجي باسواد است. آن ها کودکي دارند و مرد قصه که استاد دانشگاه و روان شناس است مي خواهد نظريات ژان پياژه را روي فرزندش پياده کند. اوتصميم مي گيرد کودک را در پارکي رها کند. اين روايت داراي بسطي کامل و کافي است. 7- داستان «زهر مار» را راوي دوم شخص روايت مي کند؛ شيوه اي که محاسن و معايب خاص خودش را دارد و پختگي در نثر را مي طلبد . و در کل زهر مار، داستاني است با ديالوگ هاي فراوان و حوادث کم. 8- در «ميگوئل! آه، آه، ميگوئل!» نويسنده، فضايي سورئاليستي را طراحي مي کند. فضاسازي خاص اين داستان زيباست و داستاني خوش خوان از آب درآمده است. به علاوه، استفاده از ترکيبات جديد داستاني و اسامي نو، کار خلاقانه اي به شمار مي آيد. در اين داستان شاعرانگي به حد بالايي مي رسد و فضا را درگير خود مي کند. 9- داستان «تخران» که نام مجموعه از آن گرفته شده است فرم و شکل و تصويرسازي هاي خوبي دارد و فلاش بک هاي به موقع در بستر رئال در آن مشاهده مي شود. تخران، داستاني است کم حجم و بدون اطناب. 10- داستان «ديوار به ديوار» با زاوي? ديد سوم شخص روايت مي شود؛ سوم شخصي که معطوف به ذهن شخصيت هايش است و عملکرد و رفتارشان را پيش بيني مي کند. داستان روايت زن و مردي است که در حسرت داشتن بچه مي سوزند و در عين حال در بسياري از موارد با هم مشکل دارند. در واقع فصل مشترک زندگي شان همان بچه است و نه چيز ديگر. 11- نام داستان «خداکند هيچ خواب خوبي نبيني!» ضد و نقيض و عجيب است. شيما دختر معتادي است که سلول سلول بدنش از سم کراک مسموم است. او کودکي سختي را پشت سر گذاشته و برادر و پدرش هم معتاد بوده اند. توصيف هاي رقت انگيز و اشار? گاه به گاه به جسم و روح درماند? شيما و توهمات، خواب هاي آشفته و چرت زدن او، حس تأثر فوق العاده اي در خواننده ايجاد مي کند. 12- در داستان «عقب» ما با روايتي بسيار منطقي و آرام مواجهيم. داستان، داستاني تکنيکي و ديالوگ ها حساب شده اند و با منطق فکري خواننده تطابق دارند. 13- داستان «غول سرخ شش طبقه» را اول شخص روايت مي کند اما به واقع، بسيار دامن? اطلاعاتش بيشتر از حد معمول است. داستان گويا شاکله اش هنوز مهيا نشده و پيرنگ منسجمي ندارد. اين داستان جزو داستان هاي متوسط اين مجموعه است. 14- «درخان? سياه من بمان» از زيباترين داستان هاي اين مجموعه است. روايت عشق با تلخ کامي، درد و بيماري تلفيق مي شود. داستان را يک جذامي به نام بايرام نقل مي کند. او حالا پير شده اما هنوز قص? عاشقان? جواني اش را فراموش نکرده و در چهر? زني ديگر، همان معشوقه اش را مي بيند. در اين داستان نويسنده نگاه عميقي به فيلم «خانه سياه» فروغ فرخزاد دارد. دربار? نام گذاري داستان ها بايد گفت سهل ممتنع بودن از ويژگي آن هاست؛ نام هايي ساده اما تأثيرگذار. وقتي هم وارد داستان ها مي شويم و نثر و سبک و محتواها را با هم مقايسه مي کنيم، متوجه تفاوت ساختاري و درون مايه اي هر کدام از آن ها مي شويم. گويي نويسنده در هر داستان، فرم و مدل تازه اي را کشف مي کند و ما به نوعي با کشف در روايت مواجهيم.