تخفیف ویژه!
کد شناسه :322930

پژوهش هاي تفسيري در سازمان استراتژي هاي پديدارشناسي و پديدارنگاري

73,000 ریال

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
موجود نیست

پژوهش تفسيري، به زبان ساده، کاوش گري در دنياي هزارتوي تجارب و برداشت هاي متنوع و مختلف افراد از پديده هاست. در همين راستا، در اين کتاب نيز سعي شده دو استراتژي پژوهش تفسيري (پديدارشناسي و پديدارنگاري) معرفي شوند تا بدين طريق ابزاري در اختيار علاقه مندان به پژوهش هاي تفسيري قرار داده شود. در اين کتاب به منظور فهم بهتر جايگاه و نقش استراتژي هاي مورد بحث (پديدارشناسي و پديدارنگاري) در پژوهش هاي اجتماعي و سازماني، ابتدا به بازانديشي و انعکاس گري در مورد پيش فرض ها و موضوعات بحث انگيز مهم مربوط به علم، ماهيت روش علمي، پژوهش و شناخت شناسي هاي بديل اثبات گرايي در عرصه علوم اجتماعي پرداخته شده است. نويسندگان در فصل اول با عنوان «بازانديشي»، ضمن طرح سئوالاتي از قبيل: 1. ره آورد بکارگيري رويکرد علوم طبيعي در پژوهش هاي علوم اجتماعي چه بوده است؟ 2. موضوع مورد مطالعه علوم اجتماعي چه تفاوتي با موضوع علوم طبيعي دارد؟ 3. آيا دانش تفسيري حاصل از پژوهش هاي اجتماعي تفسيري دانش معتبري است؟ 4. مواضع هستي شناختي و شناخت شناختي مختلف مطرح در علوم اجتماعي کدامند؟ 5. علت مطرح شدن نظريات هستي شناختي و شناخت شناختي جديد در عرصه علوم اجتماعي چيست؟؛ به دنبال اهداف زير مي باشند: 1. ترغيب بازانديشي در مورد روش هاي پژوهشي مطالعات سازمان. 2. بازانديشي در مورد ماهيت علم و پژوهش. 3. بحث و بازانديشي در مورد علم اجتماعي تفسيري. 4. مرور بعضي انديشه ها و نظريات مربوط به تفاوت علوم اجتماعي و علوم طبيعي. 5. آشنايي مقدماتي با بعضي نظريات شناخت شناسي جديد در علوم اجتماعي. فصل دوم با عنوان «پديدارشناسي»، سعي دارد با مروري اجمالي بر مباني فلسفي استراتژي پژوهشي پديدارشناسي که در واقع محور اصلي مطالعات تفسيري در علم اجتماعي است، ضرورت بازگشت مطالعات علم اجتماعي و همچنين مطالعات سازماني را از دنياي تصنعي و عليت محور علوم طبيعي به زيست جهان معنامحوري که بايد پايه پژوهش هاي علوم اجتماعي قرار گيرد روشن نمايد. از اين رو با استفاده از رويکردي که هوسرل آن را در پاسخ به عدم تناسب و کفايت بکارگيري روش هاي علوم طبيعي در علوم اجتماعي و همچنين به منظور بنيان نهادن مبنايي اصيل براي پژوهش هاي علوم اجتماعي نظم و نسق بخشيده است (پديدارشناسي) و ارائه توضيحاتي در مورد شيوه اجراي اين گونه پژوهش ها در عرصه مطالعات سازماني، سعي شده است به ارتقاي جايگاه مطالعات تفسيري در علم اجتماعي و به ويژه عرصه مطالعات سازمان و مديريت پرداخته شود. نويسندگان در اين فصل ضمن طرح سئوالاتي از قبيل: 1. پديدارشناسي در پاسخ به چه مشکلي (مشکلاتي) پديد آمد؟ 2. مفاهيم و اصول مکتب پديدارشناسي هوسرل چيستند؟ 3. رويکردهاي عمده پديدارشناسي کدامند و تفاوت آن ها در چيست؟ 4. انتقادات هايدگر به پديدارشناسي هوسرل از موضع روش شناسي چيست؟ 5. چگونه مي توان يک پروژه پژوهشي را با استفاده از استراتژي پديدارشناسي انجام داد؟؛ به دنبال اهداف زير مي باشند: 1. معرفي خاستگاه پيدايش مکتب پديدارشناسي. 2. آشنايي با دو رويکرد عمده استراتژي پژوهش پديدارشناسي. 3. معرفي روش فلسفي هوسرل براي دستيابي به ذات پديدارها. 4. ارايه گام هاي اجرايي هر دو رويکرد پديدارشناسي. 5. آشنايي با تفاوت هاي رويکرد توصيفي (هوسرلي) و تفسيري (هايدگري) پديدارشناسي. فصل سوم با عنوان «پديدارنگاري»، ابتدا به ارائه پيش فرض هاي اصلي و خاستگاه اين استراتژي پژوهشي پرداخته و متعاقباً به تشريح مفاهيم و اصطلاحات اصلي، که فهم درست اين استراتژي منوط به درک آن هاست پرداخته شده است. همچنين به منظور فراهم کردن مقدمات اجراي اين استراتژي، در نهايت، مراحل اجرايي اين استراتژي پژوهشي را به تفصيل ذکر شده و خلاصه نمونه اي از پژوهش هاي انجام شده با استفاده از اين استراتژي را همراه با انتقادات مطرح شده در مورد آن ارائه شده است. اين فصل همچنين ضمن طرح سئوالاتي از قبيل: 1. استراتژي پژوهشي پديدارنگاري در کجا و به چه صورت پديد آمده است؟ 2. استراتژي پژوهشي پديدارنگاري بر چه پيش فرض هايي استوار است؟ 3. جايگاه پديدارنگاري در ميان پارادايم هاي پژوهشي و ديگر استراتژي هاي پژوهش چگونه است؟ 4. پديدارنگاري چگونه به توصيف تجارب زيسته مشارکت کنندگان مي پردازد؟ 5. تفاوت ها و شباهت هاي پديدارنگاري و پديدارشناسي چيست؟؛ به دنبال اهداف زير مي باشد: 1. معرفي خاستگاه استراتژي پژوهشي پديدارنگاري. 2. معرفي پيش فرض هاي پديدارنگاري. 3. تشريح مباني نظري استراتژي پديدارنگاري. 4. بررسي ماهيت و ساختار تجربه در استراتژي پژوهشي پديدارنگاري. 5. ارايه شيوه اجراي يک پروژه پژوهشي پديدارنگاري.