تخفیف ویژه!
کد شناسه :323075

حكيم عمر خيام: ديدگاه هاي فلسفي استاد غلامحسين ديناني

400,000 ریال

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
  • شابک :
    9789641216940
  • رده ديويي :
    1/ 189
  • ناشر :
  • مولف :
  • نوبت چاپ :
    1
  • سال چاپ :
    1399
  • قطع :
    رقعي
  • نوع جلد :
    شوميز
  • تيراژ :
    1000
  • تعداد كل صفحات :
    208
  • وزن - به گرم :
    196

در مقدم? کتاب آمده است: حکيم عمر خيّام، فيلسوف بزرگ و رياضي‌دان عالي‌مقام (440 ـ 430/530 ـ 508)، نحل? فلسفي خيّام مشايي است. اثر معروف او الکون و التکليف است و هستي را با تکليف همراه کرده است؛ يعني انسان به تشخيص نيک و بد مکلف است. اين در نظر سقراط به مفهوم فضيلت شباهت دارد. فضيلت، به‌نظر سقراط، بر تفکيک و تمايز ميان«بودن» و «پنداشتن» استوار است. افلاطون سقراط را فرد ممسکي گزارش نکرده است، درحالي‌که خيّام فرد دين‌دار و عارفي بوده است. آثار ديگر او عبارت‌اند از: رساله في کليه‌الوجود، رساله في‌الوجود، و الضياءالعقلي في موضوع‌العلم‌الکلي. اما مهم‌ترين اثر وي همان الکون و التکليف است که به‌دنبال حل معماي هستي است، و تا آخر عمر به مبدأ هستي فکر مي‌کرده است. در ميان هم? مسائل مهم و مشکل فلسفي، به مسئل? تفاوت موجودات و اشرف‌بودن برخي از آن‌ها بر برخي ديگر اشاره کرده و آن را مشکل‌ترين مسئله شمرده است. شايد مشکل‌بودن آن ازاين‌جهت است که به مسئل? کثرت و کيفيت پيدايش آن از وحدت منجر مي‌شود. درست است که مفهوم واحد و کثير از مفاهيم بديهي و آشکار شناخته مي‌شوند، ولي از نظر اهل‌تأمل، معني وحدت و کثرت در زمر? تقابل چهارگانه نيست. اگر واحد و کثير در ادامه متقابل باشند، ديگر نمي‌توان يکي از اين دو امر را صادر و ديگري را مصدر ناميد؛ زيرا اين دو امر متقابل در عرض يکديگر بوده‌اند و دو چيزي که هم‌عرض باشند، از جهت درج? وجودي برابر خواهند بود. مشکل ديگر در اين باب آن است که اگر واحد و کثير هم‌عرض و متقابل شناخته شوند، وحدت و اصالت خود را از دست خواهند داد و نوعي ثنويت و دوگانگي مطرح خواهد شد. مسئل? ديگر اين حکيم دربار? مطالب اساسي و سه‌گان? منطقي، مطلب «هل»، مطلب «ما»، و مطلب «لم» است. «هل» پرسش از انيت و هستي شيء است، ولي مطلب «ما» پرسش از گوهر و ماهيت شيء است. در اينجا پاسخ همانند «هل هو» محصور ميان نفي و اثبات نيست، بلکه پاسخ‌دهنده مي‌تواند به هرچيزي که آن را حد يا رسم يا شرح اوصاف ترسيم مي‌کند، مبادرت به پاسخ کند. پس تشخيص حدّ شيء به پاسخ‌دهنده مربوط مي‌شود، دربار? مطلب سوم «لم»، که متخصص پرسش از سبب و دليل شي‌ء است، نيز همين نظر را دارد. حکيم عمر خيّام آرام‌آرام از اسلوب مشايي خارج مي‌شود و به اسلوب جديدي در تفکر روي مي‌آورد که مهم‌ترين ويژگي آن حيرت و هيبت در شکوه و جلال هستي است و موجب دغدغ?خاطر مي‌گردد. ايشان ضمن اينکه ادراکات ذهني را سست و فريبنده مي‌داند، عقل را نيز در شناخت مبدأ هستي ناتوان مي‌داند. زيرا ايشان تفکر و انديشه را اصل مي‌داند نه متفکر را، و غايت تفکر و انديشه در خود حوز? هستي و جزء آن حوزه است. بنابراين، گزارش او از مبدأ هستي غايت انديش? خود متفکر است. کنه خردم درخور اثبات تو نيست و انديش? من به‌جز مناجات تو نيست من ذات تو را به واجبي کي دانم؟ دانند? ذات تو به‌جز ذات تو نيست