تخفیف ویژه!
کد شناسه :323117

قصه ها و افسانه هاي شيرين كره اي

100,000 ریال

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)
  • شابک :
    9789641212997
  • رده ديويي :
    735/ 895
  • ناشر :
  • مولف :
  • مترجم :
  • نوبت چاپ :
    1
  • سال چاپ :
    1396
  • قطع :
    رقعي
  • نوع جلد :
    شوميز
  • تيراژ :
    1000
  • تعداد كل صفحات :
    94
  • وزن - به گرم :
    104
موجود نیست

هيون بائه شين از بين صدها قصه‌ و افسانه‌‌ي کره‌اي، 8 داستان کوتاه از زيباترين و آموزنده‌ترين آن‌ها را در کتاب قصه‌ها و افسانه‌هاي شيرين کره‌اي براي کودکان گردآوري کرده است. همچنين اين کتاب مجموعه‌اي از ضرب‌المثل‌هاي قديمي ايراني را همراه با معاني‌شان دربردارد که براي کودکان بسيار آموزنده و سرگرم‌کننده است. آموزش به کودکان همواره بايد با مفاهيمي جذاب و سرگرم کننده همراه باشد. اين مسئله به خوبي در کتاب قصه‌ها و افسانه‌هاي شيرين کره‌اي رعايت شده است. از نقاط قوت قصه‌هاي کره‌اي مي‌توان به اين موضوع اشاره کرد که علاوه بر سرگرم کردن و آموختن مفاهيم به کودکان، آن‌ها را با مهارت‌هاي زندگي آشنا مي‌کند و سعي در پرورش نسلي جوان دارد که انسان‌هايي آگاه، متعهد و فرهيخته باشند. در کتاب قصه‌ها و افسانه‌هاي شيرين کره‌اي (Korean Fairy Tales) داستان‌هايي که بيشتر به فرهنگ غني ايران زمين نزديک‌تر است، انتخاب شده‌اند. به همين دليل براي ارتباط و درک بهتر کودکان، ضرب‌المثل‌هاي شيرين فارسي جايگزين ضرب المثل‌هاي کره‌اي شده است. اگر چه ايران و کره دو کشور آسيايي فاصله جغرافيايي زيادي با هم دارند، اما هر دو از فرهنگي اصيل و غني برخوردارند که بسيار به هم نزديک‌اند. دليل ترجمه اين کتاب نيز به دليل شباهت‌هاي فرهنگي و در جهت تقويت ارتباط دو کشور بوده است. کتاب قصه‌ها و افسانه‌هاي شيرين کره‌اي براي چه کساني مناسب است؟ هيون بائه شين (Hyun bae Shin) اين قصه‌ها و داستان‌هاي آموزنده و زيبا را براي کودکان دبستاني تاليف کرده است و مفاهيم مهمي را همراه با تصويرگري‌هاي جذاب به آن‌ها مي‌آموزد. در بخشي از کتاب قصه‌ها و افسانه‌هاي شيرين کره‌اي مي‌خوانيم: روزگاري در روستايي، دو برادر بودند که رابطه خيلي بدي با هم داشتند. با اينکه آن‌ها با هم زندگي مي‌کردند، اما همه کارهايشان را جدا از هم انجام ميدادند. جدا غذا مي‌خوردند، جدا کار مي‌کردند و جدا مي‌خوابيدند. هر دوي آن‌ها هيزم فروش بودند، اما وقتي براي جمع کردن هيزم به جنگل ميرفتند، هر کدام از آن‌ها براي خودش هيزم جمع مي‌کرد و در بازار مي‌فروخت. يکي از روزها، دو برادر براي جمع کردن هيزم به طرف جنگل به راه افتادند. برادر بزرگ، خورجينش را پشتش انداخته و جلو جلو در حال رفتن بود. برادر کوچک هم خورجين به دوش، با فاصله زياد، پشت سر او مي‌رفت. همين طور در حال رفتن به سمت جنگل بودند که ناگهان برادر کوچک صدايي شنيد...