تخفیف ویژه!
کد شناسه :323258

در سايه قرن آمريكايي

1,000,000 ریال

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

آلفرد مک‌کوي نويسنده اين‌کتاب، يکي از چهره‌هاي شناخته‌شده تاريخ‌نگاري و تحليل مساله هژموني آمريکاست که مطالعه تاريخ اروپا و آسيا را هم در دستور کار خود قرار داده است. او اولين‌کسي بود که نقش سازمان سيا و دولتمردان آمريکايي را در قاچاق هروئين در جنوب شرقي آسيا افشا کرد و موجب بروز جنجال‌هاي زيادي در اين‌زمينه شد. مولف کتاب پيش‌رو، در آن مسيري را که آمريکا براي هژموني و ابرقدرت‌شدنش طي کرده ترسيم مي‌کند و روش‌هاي اين‌دولت را در اين‌راه شرح داده است. مک‌کوي چگونگي ادامه تسلط آمريکا بر جهان را هم بررسي کرده و راه‌حل‌هاي ايالات متحده را براي ادامه اين‌راه، براي مخاطب کتابش توضيح داده است. او چين را مهم‌ترين مانع مسير توسعه آمريکايي جهان در هزاره جديد مي‌داند و طرح‌هايي را که احتمال دارد وضعيت فعلي و سلطه آمريکا را بر جهان، پايان ببخشند، درشت‌نمايي کرده است. ترجمه فارسي کتاب «در سايه قرن آمريکايي» و انتشار آن، با همکاري انتشارات سروش و موسسه مطالعات آمريکاي شمالي و اروپاي دانشگاه تهران انجام شده است. اين‌کتاب، به‌جز پيشگفتاري که موسسه مطالعه آمريکاي شمالي و اروپاي دانشگاه تهران براي آن نوشته،‌ ? فصل اصلي دارد که به‌ترتيب عبارت‌اند از: «درک امپراتوري آمريکا»، «استراتژي‌هاي ايالات متحده براي بقا» و «پويايي زوال ايالات متحده». در فصل اول کتاب، مخاطب با اين سه‌بخش روبرو مي‌شود: جزيره جهاني و ظهور آمريکا، «بدکاره‌هاي ما» آمريکا و حکام مستبد، عالم مخفي. بخش‌هاي چهارم تا ششم کتاب هم در فصل دوم آن آمده‌اند که از اين‌قرارند: دولت تجسس و نظارت جهاني، شکنجه و افول امپراتوري‌ها، فراتر از سرنيزه‌ها و کشتي‌هاي جنگي. استادان بزرگ بازي بزرگ، و پنج‌سناريو براي پايان قرن آمريکايي هم دو بخش هفتم و هشتم کتاب هستند که زيرمجموعه سومين‌فصل آن هستند. در قسمتي از اين‌کتاب مي‌خوانيم: رزمندگان مجاهد، ترياک را به آن سوي مرزها انتقال مي‌دادند و آن را به توليدکننده‌هاي پاکستاني هروئين مي‌فروختند. اين توليدکنندگان در ايالت مرزي در شمال غرب پاکستان فعاليت داشتند؛ منطقه‌اي که در آن جنگي پنهان جريان داشت و توسط ژنرال فاضل حق، متحد نزديک سيا رهبري مي‌شد. در سال ????، تنها در استان خيبر، حدودا ??? کارگاه توليد هروئين وجود داشت. در منطقه کوه سلطان در استان بلوچستان، گلبدين حکمتيار، يک بنيادگراي اسلامي و شخصيت مورد علاقه سيا، شش کارگاه [توليد هروئين] را تحت کنترل داشت که بيشتر ترياک توليدي دره هلمند در افغانستان را تبديل به هروئين مي‌کرد. کاميون‌هاي يگان لجستيک ملي ارتش پاکستان که جعبه‌هاي سلاح را از طرف سيا به اين مناطق مرزي حمل مي‌کردند، محموله‌هاي هروئين را نيز به سمت بندرگاه‌ها و فرودگاه‌ها مي‌بردند تا از آنجا به بازارهاي جهاني صادر شوند. در ماه مي سال ????، وقتي اين عمليات پنهان رو به پايان بود، واشنگتن‌پست طي گزارشي اعلام کرد که در ميان شورشيان، حکمتيار قاچاقچي اصلي هروئين است. اين روزنامه ادعا مي‌کرد، مقامات آمريکايي مدت‌ها از تحقيق درباره اتهامات مربوط به تجارت هروئين توسط حکمتيار و همچنين سازمان اطلاعات نظامي پاکستان سر باز مي‌زدند، چراکه سياست مواد مخدر آمريکا در افغانستان تحت‌الشعاع جنگ عليه نفوذ شوروي در آن منطقه قرار گرفته بود. چارلز کوگان، رئيس سابق عمليات سيا در افغانستان، بعدها صادقانه درباره انتخاب‌هايي که سيا در اين زمينه داشت، صحبت کرد. او در سال ???? در مصاحبه‌اي گفت: «ماموريت ما اين بود که تا جاي ممکن به شوروي آسيب وارد کنيم. ما واقعا منابع يا زمان براي تحقيق درباره تجارت مواد مخدر نداشتيم. فکر نمي‌کنم، نيازي باشد به اين خاطر معذرت‌خواهي کنيم... بله، مواد مخدر عواقبي را براي ما در بر داشت، ولي ماموريت اصلي انجام شد. شوروي افغانستان را ترک کرد.»