تخفیف ویژه!
کد شناسه :323359

فلسفه انتقادي تاريخ

290,000 ریال

Rated 5.00 out of 5 based on 0 بررسی
(0 بررسی)

فلسفه انتقادي تاريخ از اقسام فلسفه علم است و از پيوند ميان فلسفه و تاريخ حاصل مي شود؛ بنابراين از جمله فلسفه هاي مضاف قلمداد مي شود و به لحاظ معرفت شناسي در حوزه معرفت شناسي مقيد مورد مطالعه قرار مي گيرد. در فلسفه انتقادي از منظر معرفت شناسي به تاريخ پرداخته مي شود و حوزه اي است که با تاريخ نگاري، هم پوشي و تداخل دارد. اين حوزه معرفتي، از ارتباط متقابل مورخ و گذشته تاريخي و تداخل افق هاي زماني حال و گذشته به وجود مي آيد و شناخت و تحليل تاريخ را در پرتو نگرشي ساختاري و نظام مند مورد نظر دارد. کتاب فلسفه انتقادي تاريخ که نتيحه تلاش علمي دکتر سيدابوالفضل رضوي است، به ساز و کار پيدايش و تحول علم تاريخ مي پردازد. برخلاف فلسفه نظري تاريخ که سابقه اي بس طولاني داشته و مي توان سابقه آن را تا شروع حيات جمعي انسان و دغدغه وي نسبت به هستي و حيات به عقب برگرداند؛ فلسفه انتقادي تاريخ، دانش جديدي است که در قرن بيستم به بار نشسته و به مباحثي چون عينيت و جايگاه امر واقع در تاريخ، عليت در تاريخ، تبيين در تاريخ، تعميم و قانون مندي در تاريخ، تفسير در تاريخ، روش شناسي تاريخي و جايگاه رويکردهاي مختلفي از قبيل رويکرد پوزيتيويستي و هرمنوتيکي در تاريخ مي پردازد. کتاب فلسفه انتقادي تاريخ به قلم دکتر سيدابوالفضل رضوي در دو بخش و چهار فصل تنظيم شده است که مطالب هر فصل بنا بر ملاحظه هاي کيفي، به لحاظ کمّي برابر نيستند و در حکم ضرورت فصل دوم بخش دوم طولاني تر از ديگر فصل ها است. فصل اول بخش نخست به مفهوم پردازي درباره موضوع پرداخته و ماهيت فلسفه تاريخ، موضوعيت آن، نسبت ميان تاريخ و فلسفه، سابقه طرح موضوع و ابهام هايي را که در اين عرصه وجود دارد، مورد نقد و بررسي قرار مي دهد. در ادامه بر پايه تقسيم بندي رايج در فلسفه تاريخ، دو برداشت متفاوت که با عنوان هاي فلسفه نظري و فلسفه انتقادي تاريخ از آنها ياد مي شود، مطرح شده و جايگاه نگرش هاي دوري و خطي در فلسفه نظري آمده است. فصل دوم اين بخش در حکم ضرورتي که پژوهش هاي حاضر در حوزه فلسفه تاريخ کمتر بدان پرداخته اند، ضمن طرح پيشينه و سابقه مباحث مربوط به فلسفه انتقادي تاريخ و بررسي سهم ديدگاه ها و مکتب هاي تأثيرگذار در سير تعالي معرفت تاريخي در قرون جديد، با رويکرد انتقادي نگرش هاي سلبي درباره جايگاه معرفتي تاريخ را بررسي مي کند و ديدگاه تاريخي انديشمنداني چون ارسطو در دنياي باستان و دکارت در رأس قرون جديد را مورد نقد و نظر قرار مي دهد. علم تاريخ در افق پست مدرنيست و رهاوردي که نگرش هاي پست مدرني در حوزه معرفتي تاريخ به همراه داشته، آخرين مبحثي است که در فصل دوم بخش اول بررسي شده است. فصل اول بخش دوم با عنوان روش شناسي و ساز و کار معرفتي تاريخ، نخست جايگاه تاريخ را در نسبت ميان علم و معرفت برسي مي کند و آن گاه با در نظر داشتن ساز و کار پيدايش علوم به طور کلي، به ساز و کار تکوين و تحول علم تاريخ مي پردازد و آن گاه اين پرسش مهم را جست و جو مي کند که آيا تاريخ علم است يا خير؟ در ادامه، اهميت و جايگاه روش شناسي در تاريخ را با اهتمام به ديدگاه هاي پوزيتيويستي و ايدئاليستي بررسي مي کند و سپس همگرايي ميان تاريخ و علوم اجتماعي و اهميت درک بين رشته اي در تاريخ را مورد نظر قرار مي دهد. فصل دوم اين بخش با عنوان مبادي و مباني فلسفه انتقادي تاريخ مباحث مهمي همچون عينيت، عليت، تبيين، تعميم و قانونمندي و تفسير در تاريخ را با درنظر داشتن ديدگاه ها و نقطه نظرهاي مختلف مطرح در هر حوزه بررسي مي کند؛ به خصوص در مبحث تفسير در تاريخ ارتباط هرمنوتيک و معرفت تاريخي بررسي شده و اهميتي که رويکردهاي هرمنوتيکي مي توانند به عنوان روشي در فهم بهتر معرفت تاريخي به کار بيايند را موردنظر قرار داده است. در اين مبحث ضمن شرح پيشينه و سير تحول هرمنوتيک، در هنگام طرح ديدگاه هاي انديشمندان مختلف، به اقتضاي بحث، بررسي ارتباط آراي هرمنوتيست ها و چگونگي تأثيرگذاري آنها در شأن معرفت تاريخي موردنظر بوده است.